ღ.•**•.ღاحساسیღ.•**•.ღ
فرض کن این عکس تو توی آفریقاست و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه کسی هم نیست که بهت کمک کنه چه جوری تو این کار رو انجام می دی...؟! اگه به مخت فشار اوردی ولی جوابی پیدا نکردی برو به ادامه مطلب تا چاره کارو پیدا کنی عزیزم . هر یه قدم که ازم دور میشی اشکام سرازیر میشه هر یه قدم که ازم دور میشی اشکام سرازیر میشه داری میری جایی که من نیستم ولی نمی تونم جلو ی رفتنتو بگیرم و اینجا وایسادم و گریه میکنم چیکار کنم؟!! چیکار کنم؟!! داری ازم دور میشی چیکار کنم ؟!! داری منو اینجا تنها میزاری دوست دارم دوست دارم اگه بلند بگم هم نمی شنوی چون دارم تو دلم داد میزنم هر روز می خوام از ذهنم پاکت کنم ولی به یادم میای هر روز میگم خداحافظ ولی به یادم میای داری به جایی میری که هر چی هم دستمو دراز کنم بهش نمی رسم نمی تونم پیدات کنم و اینجا وایسادم و گریه میکنم چیکار کنم ؟! داری ازم دور میشی چیکار کنم ؟! داری منو تنها میزاری دوستت دارم دوستت دارم اگه داد بزنم هم نمی شنوی چون دارم تو دلم داد میزنم چیکار کنم ؟!! تو واسم همین یه دونه ای چیکار کنم ؟!! داری ازم دور میشی چیکار کنم ؟!! داری منو تنها میزاری دوست دارم دوست دارم اگه بلند هم بگم نمی شنوی چون تو دلم داد میزنم . آرزویم این است نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گرد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد همیشه ابر ها می بارند ولی آدم ها عاشق ستاره ها می شن !! نامردیه !!!... اون همه گریه رو به یک چشمک فروختن ؟؟؟!!!!.... عید حقیقی را کسانی درک میکنند به من می گفت : آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . . . عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود. چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس… و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز… روز میلاد… روز خودم! روزی که خودم آغاز شدم! ۱۹ دی یعنی سه روز دیگه تولدمه ولی چون تمی تونم اون روز بیام نت آلان این پست و گذاشتم. مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد . سوالات را بخوانید ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟ الف) ۱۱۶ سال ب ) ۹۹ سال ج ) ۱۰۰ سال د ) ۱۵۰ سال او نمیتواند به این سوال جواب دهد. ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟ الف) برزیل ب) شیلی ج) پاناما د)اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند. ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟ الف) ژانویه ب) سپتامبر ج) اکتبر د) نوامبر این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند. ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟ الف) ادر ب) آلبرت ج) جرج د) مانوئل خوب بقیه حضار باید به دادش برسند. ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟ الف) قناری ب) کانگارو ج) توله سگ د) موش در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده. اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید بهتره اول جوابها را در ادامه مطلب بخوانید کربلا را عشق،عالمگیر کرد
سلام به همه دوستای گلم . فرا رسیدن ماه محرم و به همتون تسلیت میگم . امید وارم عزاداریه همتون قبول باشه .
و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره
و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ،
تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه
:ادامه مطلب:


که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر
به آینده لبخند بزنند . . .
´¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
باورم نمی شد . . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . !
سالهاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم
خواهم که در این غم کده آرام بمیرم
گمنام سفر کردم و گمنام بمیرم
خواهم زخدایم که به دلخواه بمیرم
یعنی که تورا ببینم و آنگاه بمیرم.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.
:ادامه مطلب:
قلبهای خسته را تسخیر کرد
قصه عدل علی و کینه ها
زوزه های خصم را،شب گیر کرد
انتقام دیگری در راه بود
تشنگان را تشنه کامی سیر کرد
چون شنید از بلبلان سوز عطش
رو به سوی کوچه ی تقدیر کرد
عکس چشمانش،دل از دریا ربود
با تبسم،آب را تحقیر کرد
مشک از جانش مهم تر گشته بود
دستها را طعمه ی شمشیر کرد.
» چیکار کنم....؟!!
» آرزویم این است...
» ....!
» عیدتون مبارک....
»
» عـــــــــشـــــــــق در 10 کــلـمــه....
» تـــــــــــــــــــــــــــــولــــــــــــــــــــــــد...
» مــسابقه بــرا آدمــایی که ادعــای بـاهـــوشــیــشــون مــیـــشه .....
» امــ ــ ــام حـــ ــســ ــیــــــ ــــ ـــن (ع)
| Design By : Pars Skin |



